محمد مهدى ملايرى
18
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اسلامى هيچ سنخيتى با دريافت بسيار ابتدايى و نامنسجم همان قبايل عربى كه وى از موالى آنها بهشمار مىرفت ، وجود نداشت . او را بدين نامونشان مىشناختند : حسن بن ابى الحسن مولى بنى سلمه يا بنى النجار ؛ و آنچه دربارهء او نوشتهاند اين بود كه پدر و مادرش در جنگ ميشان اسير شده به بردگى افتاده و سهم مردى از قبيلهء بنى النجار شدهاند و او هنگامى كه زنى از قبيلهء بنى سلمه را به حبالهء نكاح درآورده ، اين دو برده را در كابين آن زن كرده و سپس اين زن آنها را آزاد كرده . بنابراين آنها از موالى آن زن شدهاند كه به اولاد و اعقاب آنها و از آنجمله همين حسن هم سرايت كرده « 1 » . در محدودهء ولاء عربى اين شخص نمىتوان راهى براى شناسايى او و سرچشمههاى افكار و عقايدش يافت ، چون هرآنچه همچون مقدمات اوليهء اين شناسايى لازم است ، از قبيل اصل و نسب و نژاد و زبان و مانند اينها ، همه از ميان رفته و اين ولاء جاى همه را گرفته است . حال اگر با اجازهء آن زن بنى سلمهاى بتوان اين رداى افتخار را از دوش او برگرفت و او را از ردهء موالى خارج ساخت و او را در زمينهء اصلى تاريخ اين منطقه در اين دوران كه اسلام و ايران است قرار داد و سعى كرد با بازماندهء اطلاعاتى كه در گوشهوكنار برخى از مأخذ عربى اسلامى دربارهء او و قوم و نژاد و اصل و تبارش مىتوان يافت به شناسائى او پرداخت ، سرگذشت او چنين رقم خواهد خورد : در نخستين حملهء اعراب مسلمان به بخشهاى جنوبى ايران در عراق كه در زمان عمر و به سركردگى عتبة بن عزوان شروع شد و با مغيرة بن شعبه و ديگران ادامه يافت ، در جنگهاى ابلّه و بخشهاى ميشان و دشت ميشان كه بخشهايى از استان شاد بهمن بودند « 2 » مردى به نام فرّخ با زنش به اسارت درآمدند كه اعراب او را به
--> ( 1 ) - دربارهء ولاء حسن و پدر و مادرش روايات ديگرى هم آمده ، ولى آنچه در اينجا ذكر شد روايتى است كه بلاذرى از قول خود حسن نقل كرده است ، فتوح البلدان ، ص 423 . ( 2 ) - ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 7 ، قدامة بن جعفر ، نبذ من كتاب الخراج ، المسالك و الممالك ، ص 235 .